تبليغاتX
بغض شکسته - نامه
همصدای بی صدا

مينويسم با ســـکوتـم ٬ مثل رويــا مثـل يه خــواب

خطــی از دلتنگی خويـش ٬ نامه ایی نوشته بر آب

از غـــــروب و غـــــربت مـن ٬ از يه راه دور و دشـوار

بــرسـه به دست طفلی ٬ که نشسته کنج ديـــوار

پشــــت ديــــوار سکوتم ٬ جاده های جستجو هام

جـايــی که شکستـــــه ميشد قلــک های آرزوهـام

تـــــوی کوچه باغ لبخنـــد٬ کـــــوچه ی گريــه و بازی

شــــــب آرزو شـــــــمردن ٬ خــــنده های بی نيـازی

مينويسم تا بـــــــــــدونی ٬ من به دنبـــــالت دويدم

رفتـــــم و رفتـــــم و رفتــــــــم اما هيچ وقت نرسيدم

تو همون گل سپيدی ٬ که يه شب باد با خودش برد

همـــــون تفسيـــر نجيبــــی که توی آيينـــــــه پژمرد

کــــاش ميشد مثل تو باشم ساکت و صبور و ساده

بــا تـــو هستم ای خود من ای دل هميشه عــاشق

بــی تو من مثــــــــــل يه نــــــامه به خط آخر رسيدم

امـــا حتــــی تــــــوی خـــــوابم يه نفس تو رو نديدم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 0:1  توسط آرین |