![]() |
![]() |
|
| همصدای بی صدا |
|
هنـوزم چشمـای تـو مثل شبـای پرستــارست هنوزم دیدن تو ٬ برام مثل عمر دوبــارست هنوزم وقتی میخندی ٬ دلم از شادی میلرزه هنوزم با تو نشستن به همه دنیــــا می ارزه *** امـا افــســــوس تـورو خــواستـن دیگـه دیـره ولی افسوس به نخواستن ٬ دلم آروم نمی گیره
تا گلی بر سر ایوان تو پژمرد و فرو ریخت شبنمی غم زده از گوشه چشمان من آویخت دوری بین من و تو٬ دوری باغ و تماشاست دوری بین من و تو دوری ماهی و دریاست *** امـا افــســــوس تـورو خــواستـن دیگـه دیـره ولی افسوس به نخواستن ٬ دلم آروم نمی گیره *** یادش بخیر٬ اما واقعا دیگه دیره |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 18:14 توسط آرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
بانوی ماه |
|
RSS
|