![]() |
![]() |
|
| همصدای بی صدا |
|
امروز درست یکسال شد.
هر سال وقتی سال تموم میشد یادمه میگفتم چقدر زود گذشت !! اما این سالی که گذشت برام یک عمر بود ٬ لحظه به لحظه هاشو احساس کردم٬ درست یکسال شد که رفتی ٬ انقدر با عجله رفتی که حتی یادت رفت یک نفر رو با خودت همسفر کنی . میگن موقع سال تحویل هرچی از خدا بخواهی بهت میده ٬ من چیزی نخواستم که خدا به من بده فقط اینو خواستم که از این جا به بعد منم همسفرت کنه میدونم زود تر از اینها باید می اومدم پیشت اما .... مامان گلم ٬ مهربونم ٬ میدونم صدای بی صدامو میشنوی .... میخوام بیام پیشت . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 0:30 توسط آرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
بانوی ماه |
|
RSS
|