![]() |
![]() |
|
| همصدای بی صدا |
|
دلم گرفته تنم شكسته ظهور گريه در من نشسته بسته گلومو بغض عقيمي مونده تو قلبم زخمي قديمي |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 13:37 توسط آرین |
|
|
ترانه بس
ترانه بس ..
حرفای عاشقانه بس
شک و شکایت و گله
گریه بی بهانه بس
خسته بی قراری ام
از من و تن فراری ام
تو فکر دوره کردنه
عکسای یادگاری ام
رهایی کو
رهایی کو
نوبت آشنایی کو
پریِ قصه ها کجاس
بی بی مو طلایی کو
گلايه کم گلايه کم
درد دلو به کي بگم
سوخته حرير واژه ها
شکسته حرمت قلم
غریبه تو
غریبه من
غبار کینه روی تن
نه همزبون
نه همنفس
دلم گرفته از قفس
مقصد ما کجا ؟ چرا؟
گریه بی صدا چرا؟
چرا یه خط فاصله
جدايي بين ما چرا ؟
چرا ؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 12:24 توسط آرین |
|
|
در خلوت خود خون ریختن سکوت یعنی تنها بودن با اشک خود همدم بودن سکوت یعنی ندیدن با چشم دل دنیا را دیدن سکوت یعنی مرگ مرگ در اشک ریختن اشکی در قدرت ریختن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 1:29 توسط آرین |
|
|
نه! کسی شکل من نيست... کسی بوی من را نمی دهد، من سکوتِ باور نکرده ی خويشم و فريادم حتی بوی سخن نمی دهد... ... لب هايم را نگاه نکن! حرفی نيست دارم برای ماهی ِ تُنگ بوسه می فرستم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 20:27 توسط آرین |
|
|
بعد از اين هم آشيانت هر كس هست باش با او ياد تو ما را بس است ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 18:29 توسط آرین |
|
|
میدونی وقتی که باشم یا اگه حتی نباشم یا اگه از تو جدا شم میمیرم برات میدونی تا وقتی هستم تا خدا رو می پرستم اگه باشم و نباشم میمیرم برات به یاد خنده هات به یاد گریه هات میمیرم برات ببین چه خسته ام بی تو شکسته ام وقت رفتن و ... میمیرم برات .......
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 23:23 توسط آرین |
|
|
تنهایی غربت سخته ای مادر غم دوریه تو چه دردیه مادر آتیش میزنه به قلب داغونم تو میدونی که من بی تو نمیمونم سرمو تو بگیر رو دامنت مادر بکش دست نوازش به سرم مادر بزار داد بزنم گریه کنم مادر بازم بگم هنوز محتاجتم مادر مادر دوای دردمی ، ای جون مادر مادر همه دردات به جون ای جون مادر بگو مادر کجایی تویی که جون پناهی واسه دردهای این دل تو تنهاآشنایی شکستی با غم من تو خوردی غصه من فدای خاک پاتم تو ای تاج سر من ببین بی تو دلم دنیای درده چه غمی توی این دل لونه کرده واسه یاد قدیما بچه گی ها دلم تنگه هوای تورو کرده Amo
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم تیر 1385ساعت 9:13 توسط آرین |
|
|
نگو دیره نگو دیره که دلم بی تو میمیره بگو که همیشه عاشقم میمونی ای عشق من ... زیر بارون به یاد تو گریه کردم چرا رفتی !!!! ای عشق من ... بمون نرو تنهام نزار دلم میمیره .... صدات صدای خنده هات یادم نمیره. خدا خدا تنها پناه خستگی هام نرو تنهام نزار گریه ام میگیره ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 3:7 توسط آرین |
|
|
اين بغض يه ديواره ، از ورطهی خاموشی از وادی گمنامی ، بی تاب همآغوشی اين مرثيهی سنگه ، وقتی تو خودش جا شد وقتی به خيال اوج ، يک قلهی تنها شد
بشتاب غرور من ، در تاب و تب بی تو بشتاب مرا بنگر ، اينگونه نيازآلود در فصل تماشايی ، ويرانی يک معبود
محکومی پروازی ، در موسم بی پرواز در کوچ بلورينت ، احساس مرا درياب من زخمی ترديدم ، اين شب زده را درياب
اين خواب شبانگاهی ، تعبير بد بی تو اون بغض دم آخر ، خط ممتد بی تو در حاشيه سرگردان ، آواره ترين ماندم اين مرثيه را بی تو ، با آينه ها خواندم ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 22:53 توسط آرین |
|
|
هميشه از صدای تو ، من به ترانه می رسم تو اين ترانه مردگی ، به عاشقانه میرسم هميشه اين دل کوچيک ، اوج می گيره با صدات بخون دوباره ماه من ، همه ستاره ها فدات من از تو بی وقفه پٌرم ، شهامت رويا شدن ببين سزاوارترين ، به نام من قرعه بزن نذار بميره اين نفس ، تو عطش نگاه تو نذار بميره و بره ، نبينه فصل تازه رو ترانه جون میگيره باز ، تو هٌرم بيتاب تنت رويای بی بدل ميشه ، واسه هميشه داشتنت وقتی که اوج قصه ها ، فقط تبسم تو بود آينه تا شکفته شد ، تبسم تو رو سرود بانوی تا هميشه خوب ، رويای ناتموم من ببين سزاوارترين ، به نام من قرعه بزن (( مصطفی میری )) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 22:46 توسط آرین |
|
|
امیدوار بودن !!؟؟
یادش بخیر ٬ چیز خوبی بود ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 22:28 توسط آرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
بانوی ماه |
|
RSS
|